همیشه از بچگی عاشق فضا و سیارهها بودم. یادمه شبها که به آسمون نگاه میکردم، از خودم میپرسیدم که اون ستارهها و سیارهها واقعاً خالی از زندگیاند یا نه، و آیا روزی میرسه که ما هم بتونیم اونجا پا بذاریم. حالا وقتی خبر پیدا شدن یه سیاره شبیه زمین رو میبینم، حس عجیبی بهم دست میده؛ ترکیبی از هیجان، شگفتی و یه جور حس دلتنگی برای چیزی که حتی نمیدونم وجود داره یا نه. خیلی وقتها به این فکر میکنم که انسانها همیشه دنبال کشف بودند. از کشف آتش و چرخ گرفته تا رفتن به ماه، همیشه یه کنجکاوی در ما بوده که ما رو مجبور کرده فراتر از محدودیتها و مرزهای خودمون قدم برداریم. حالا هم، وقتی سیارهای شبیه زمین پیدا میکنیم، انگار یه دعوتنامهی بزرگه برای ادامهی این سفر. یه روز ممکنه بچههای بعدی ما بتونن اونجا زندگی کنن، نفس بکشن، و دنیای جدیدی بسازن. با خودم فکر میکنم که آیا واقعاً میرسه یه روزی پامون به ماه، مریخ، یا حتی جاهای دیگه برسه؟ آیا تکنولوژی و علم به اون مرحله میرسه که سفرهای بین سیارهای بخشی از زندگی عادی ما بشه؟ یا همچنان تو همون زمین میمونیم و فقط آرزو میکنیم و خواب میبینیم؟ اینکه یه سیاره شبیه زمین پیدا بشه، یه حس امیدوارکننده هم بهم میده. انگار نشون میده که حتی با همه مشکلات و محدودیتهای خودمون، هنوز دنیای بزرگی بیرون وجود داره که منتظر ماست تا کشفش کنیم. و همین فکر، هم هیجانانگیزه و هم یه جورایی آرامشبخش، چون میدونم که ما جزئی از یه داستان خیلی بزرگتر هستیم، داستانی که شاید هنوز اولش باشه.
تنها در حالتی که بشر بتونه در لحظه ماده رو به انرژی و بعد همون انرژی رو به همون ماده تبدیل کنه، امکان پذیره. چون مسافت همیشه یکی از بزرگترین مشکلات بوده
بی نظیره واقعا تصور اینکه پای بشریت روی مریخ باز بشه خیلی جالبه. موضوع جالب تر اینه که چطوری بتونیم با سرعت بیشتری تمام کهکشان هارو بگردیم. شاید یه روزی به سرعت نور برسیم. عجب آینده شگفت انگیزی رقم میخوره برای انسان غار نشینی دیروزی!